گلاسری

فهرست لغات فنی

گلاسری

فهرست لغات فنی

وبلاگ گلاسری مکانی برای فهرستبندی لغات و اصطلاحات فنی و تخصصی می باشد .

گلاسری یعنی فهرست لغات فنی

هرگونه کپی برداری از مطالب وبلاگ گلاسری با ذکر منبع و لینک مستقیم به آدرس وبلاگ ، بلامانع است .

وحید محمدی

http://glossary.blog.ir


طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
  • ۹۷/۰۶/۰۸
    a
  • ۹۷/۰۶/۱۲
    aba
محبوب ترین مطالب
مطالب پربحث‌تر
  • ۹۷/۰۶/۱۲
    aba
نویسندگان

۶۹ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است


abstractionism

مکتبی که از کیفیات واقعی هنر دور است، خیال بافی .

­مجردگرایى‌، نظریه‌ و عملکرد تجریدى (به‌ ویژه‌ در هنر).

+

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری


http://glossary.blog.ir



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ آبان ۹۷ ، ۰۳:۰۰
وحید محمدی


abstraction


تجرد، پریشان حواسی، اختلاس، دزدی، ربایش، بیخبری از کیفیات واقعی و ظاهری، برآهنگ .|تجرید ، انتزاع، چکیدگی.

+

مثال:

The abstraction of money from the company's account

دزدیدن‌ پول‌ از حساب‌ شرکت

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری



http://glossary.blog.ir



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۷ ، ۱۹:۳۶
وحید محمدی

abstract


مجرد، مطلق، خیالی، غیرعملی، بی‌مسمی، خشک، معنوی، صریح، زبده، انتزاعی،(اسم)معنی . عاری ازکیفیات واقعی(در مورد هنرهای ظریف)نمودن،:(adj.)خلاصه، مجمل، خلاصهءکتاب، :(vt.)ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه‌کردن، جداکردن، تجزیه‌کردن، جوهرگرفتن از،|مجرد ، انتزاعی ، چکیده ، چکیده کردن.

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری


http://glossary.blog.ir






۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ آبان ۹۷ ، ۲۰:۱۷
وحید محمدی


abstracted

مجزا، پریشان خیال، مختصر .

+

دزدیدن ، ربودن ، کش رفتن .


مثال:

He abstracted some of the documents.

او برخى‌ از اسناد را  کش‌ رفت‌.

+
+
+
+
+
+
 وحید محمدی - وبلاگ گلاسری




 





۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ آبان ۹۷ ، ۲۱:۱۴
وحید محمدی


absorbant

جاذب، دارای خاصیت جذب، درکش، درآشام .

+

+

absorbency

خاصیت درکشی یا درآشامی، جذب، فروبری، تحلیل، قابلیت جذب، قدرت جذب .

+

+

absorbent

جاذب، دارای خاصیت جذب، درکش، درآشام .

+

+

absorbing

جاذب، جالب، دلربا، جذاب، درکش، درآشام .

+

+

absorption

جذب، درکشی، درآشامی، فریفتگی، انجذاب .

+

+

absorptive

جاذب، جذب کننده .

+

+

abstain

خودداری کردن (از)، پرهیز کردن (از)، امتناع کردن (از) .

+

+

abstemious

پرهیزکار، پارسامنش . مرتاض، ممسک در خورد و نوش و لذات، مخالف استعمال مشروبات الکلی .

+

+

abstention

خودداری، پرهیز، خودداری از دادن رای .

+

+

absterge

پاک کردن، تمیز کردن، شستشو دادن (زخم) .

+

+

abstergent

پاک کننده، شستشو دهنده، ماده پاک کننده .

+

+

abstinence

پرهیز، خودداری، ریاضت، پرهیز از استعمال مشروبات الکلی .

+

+

abstract

مجرد، مطلق، خیالی، غیرعملی، بی‌مسمی، خشک، معنوی، صریح، زبده، انتزاعی،(اسم)معنی . عاری ازکیفیات واقعی(در مورد هنرهای ظریف)نمودن،:(adj.)خلاصه، مجمل، خلاصهءکتاب، :(vt.)ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه‌کردن، جداکردن، تجزیه‌کردن، جوهرگرفتن از،|مجرد ، انتزاعی ، چکیده ، چکیده کردن.

+

+

abstract  noun

(د.) اسم معنی  مانند (wisdom)

+

+

+

+

+

+

وحید  محمدی - وبلاگ گلاسری


http://glossary.blog.ir

























۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ آبان ۹۷ ، ۰۸:۴۱
وحید محمدی


absit  omen

(سوگند ملایم) خدا نکند، چشم بد دور، مبادا .

+

+

absolute

خالص، آزاد از قیود فکری، غیر مقید، مجرد، (در هندسه فضایی اقلیدس )دایره نامحدود . مطلق، غیر مشروط، مستقل، استبدادی، خودرای، کامل، قطعی.

+

+

absolute  address

نشانی مطلق.

+

+

absolute  coding

برنامه نویسی مطلق.

+

+

absolute  error

خطای مطلق.

+

+

absolute  value

قدر مطلق.

+

+

absolution

آمرزش گناه، بخشایش، عفو، بخشودگی، تبرئه،برائت،انصراف از مجازات،منع تعقیب کیفری .

+

+

absolutism

(حقوق) سیستم سلطنت استبدادی .مطلق گرایی، حکومت مطلقه، اعتقاد به قادر علی الاطلاق (خدا) ، طریقه مطلقه.

+

+

absolve

بری الذمه کردن، کسی را ازانجام تع‍‌هدی معاف ساختن، پاک کردن، مبرا کردن . بخشیدن (گناه)، آمرزیدن، عفو کردن، کسی را از گناه بری کردن، اعلام بی‌تقصیری کردن.

+

+

absopption

جذب.

+

+

absorb

تحلیل بردن، مستغرق بودن، مجذوب شدن در . درکشیدن، درآشامیدن، جذب کردن، فروبردن،فراگرفتن، جذب شدن (غدد) ،کاملا فروبردن.

+

+

+

+

+

+

+

وحید  محمدی - وبلاگ گلاسری



http://glossary.blog.ir









۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ آبان ۹۷ ، ۱۹:۴۷
وحید محمدی


abs



پیشوندی لاتینی است که همان -ab  می باشد و به معنای (دور از ) و (غیر از )  و ( از ) می باشد و قبل از حروف  c و  p  و t  به این شکل در می آید .

+

+

+

+

 


abscess

ورم چرکی، ماده، دمل، آبسه، دنبل .

+

+

+

+

abscissa

طول ، بعد افقی.

+

+

+

+

abscission

ریزش، برش، قطع، جدائی، دریدگی، قطع پوست و گوشت .

+

+

+

+

abscond

گریختن، فرار کردن، دررفتن، رو نشان ندادن، رو پنهان کردن، پنهان شدن .

+

+

+

+

absence

نبودن، غیبت، غیاب، حالت غیاب، فقدان .

+

+

+

+

absent

غایب، مفقود، غیرموجود، پریشان خیال .

+

+

+

+

absentee

مالک غایب، غایب، مفقودالاثر، شخص غایب .

+

+

+

+

absentee  ballot

ارسال ورقه رای بطور غیابی .

+

+

+

+

absenteeism

حالت غایب بودن ، غیبت .

+

+

+

+

absentminded

پریشان خیال، حواس پرت .

+

+

+

+

absinthium

(گ.ش.) افسنتین، افسنتین کبیر .

+

+

+

+

absinthol

(شیمی) ماده کافوری افسنتین با فرمول (C10H16O)

+

+

+

+

absis

مدار، پیرامون .

+

+

+

+

+

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری



http://glossary.blog.ir

















۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۷ ، ۱۶:۵۶
وحید محمدی


abrazitic

(معماری) ماده‌ای که در موقع ذوب ،  نمی‌جوشد .

منبع: دیکشنری نارسیس

سایت دیکشنری نارسیس:

http://www.yaaremehraban.com

نکته ی مهم:

سایت اصلی و قدیمی دیکشنری نارسیس از دسترس خارج شده و درعوض،  سایت بالا  دیکشنری نارسیس را با قیمتی بسیار زیاد و با شرایط  انحصاری  و محدود کننده ی  اوایل دهه  80  شمسی  (که دیگر منسوخ شده و کاربران زیر بار این شرایط نمی روند  )  به فروش می رساند .

بهترین دیکشنری که می تواند جایگزین دیکشنری نارسیس شود و  کاملا رایگان است دیکشنری  لینگوس  می باشد که توسط چینی ها ساخته شده  و  همانند نارسیس  تنها با قرار دادن فلش ماوس روی  لغت انگلیسی ؛ معنا و تلفظ  انسانی و دقیق ان کلمه را به کاربر نشان می دهد .

نماد این دیکشنری ، یک طوطی سبز می باشد .

عملا دیکشنری های لینگوس  و  startdic  بسیار بهتر و مناسب تر از دیکشنری نارسیس می باشند .

ضمن اینکه کاملا رایگان و حتی اوپن سورس می باشند .

این دو دیکشنری  رایگان  را می توانید از سایت  پی سی دانلود  ، دانلود کنید .  


+

+

+

+

abreact

(روانکاوی) تغییر دادن عقیده شخص با تلقین .

+

+

+

+

abreast

برابر، پهلو به پهلو .

+

+

+

+

abridge

کوتاه کردن، مختصر کردن .

+

+

+

+

abridgement

کوتاهی، اختصار، خلاصه، مجمل .

+

+

+

+

abroach

سوراخ، فرورفته، بهم زده .

+

+

+

+

abroad

پهن، گسترش یافته، وسیع، خارج، بیرون، خارج از کشور، بیگانه، ممالک بیگانه .

+

+

+

+

abrogate

منسوخ، از میان برده،ملغی، ازمیان بردن، باطل کردن، منسوخ کردن، لغو کردن .

+

+

+

+

abrupt

تند، پرتگاه دار، سرآشیبی، ناگهان، ناگهانی، بیخبر، درشت، جداکردن .

+

+

+

+

abruption

قطع ناگهانی، انتزاع .

+

+

+

+

+

+

+

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری

 


http://glossary.blog.ir











۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ آبان ۹۷ ، ۰۲:۳۱
وحید محمدی


abrade

تحریک کردن . سائیدن، خراشیدن ، زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازی) سر غیرت آوردن ، بر انگیختن،

+

+

+

+

abraham


ابراهیم، حضرت  ابراهیم (ع) .

+

+

+

+

abranchiate

(جانورشناسی) فاقد برانشی یا دستگاه تنفس (ماهی) .

+

+

+

+



abrasion

خراش ، سایش ، سائیدگی .

+

+

+

+

abrasive

ساینده، تراشنده، سوزش آور، سایا .

+

+

+

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری

http://glossary.blog.ir







۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ آبان ۹۷ ، ۱۸:۳۷
وحید محمدی


abound


فراوان بودن، زیاد بودن، وفور داشتن، تعیین حدود کردن، محدود کردن .

+

+

+

+

about

(نظام ) فرمان عقب گرد .  راجع به ، در شرف ، در صدد، با، نزد، در،بهر سو، تقریبا ، بالاتر ، درباره، گرداگرد، پیرامون، دور تا دور، در اطراف ، نزدیک ، قریب ، در حدود، در باب،

+

+

+

+

about  face

سوی دیگر، جهت دیگر، عدول کردن .

+

+

+

+

above

در بالا،بالای،بالای سر،نام برده،بالاتر،برتر،مافوق،واقع دربالا،سابق الذکر،مذکوردرفوق .


+

+

+

+

aboveboard

آشکارا، پوست کنده ، علنی .

+

+

+

+


aboveground

در بالای سطح زمین ، (مجازی) در قید حیات .

+

+

+

+


abovestairs

طبقه بالا .


+

+

+

+



abraam

ابراهیم، ابراهیم پیامبر(ع) .


+

+

+

+


abracadabra

طلسم، ورد، سخن نامفهوم .


+

+

+

+



abradant

ساینده، سوزش آور .


+

+

+

+

+

+

+

+

+

وحید محمدی - وبلاگ گلاسری

http://glossary.blog.ir




















۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ آبان ۹۷ ، ۱۷:۳۴
وحید محمدی