aborsement

سقط جنین .

+

+

+

abort

بچه انداختن، سقط کردن، نارس ماندن، ریشه نکردن، عقیم ماندن، بی نتیجه ماندن .

+

+

+


abortifacient

بچه‌انداز، سقط جنین کننده، سقط جنینی .

+

+

+


abortion

سقط جنین، بچه‌اندازی، سقط نوزاد نارس یا رشد نکرده، عدم تکامل .

+

+

+


abortionist

کسی که موجب سقط جنین میشود، سقط جنین کننده .

+

+

+


abortive

مسقط، رشد نکرده، عقیم، بی ثمر، بی نتیجه .

+

+

+


abortment

سقط جنین .

+

+

+

+

+

علی صمدی - وبلاگ گلاسری

http://glossary.blog.ir