abrade

تحریک کردن . سائیدن، خراشیدن ، زدودن، پاک کردن، حک کردن، (مجازی) سر غیرت آوردن ، بر انگیختن،

+

+

+

+

abraham


ابراهیم، حضرت  ابراهیم (ع) .

+

+

+

+

abranchiate

(جانورشناسی) فاقد برانشی یا دستگاه تنفس (ماهی) .

+

+

+

+



abrasion

خراش ، سایش ، سائیدگی .

+

+

+

+

abrasive

ساینده، تراشنده، سوزش آور، سایا .

+

+

+

+

+

+

+

علی صمدی - وبلاگ گلاسری

http://glossary.blog.ir