abs



پیشوندی لاتینی است که همان -ab  می باشد و به معنای (دور از ) و (غیر از )  و ( از ) می باشد و قبل از حروف  c و  p  و t  به این شکل در می آید .

+

+

+

+

 


abscess

ورم چرکی، ماده، دمل، آبسه، دنبل .

+

+

+

+

abscissa

طول ، بعد افقی.

+

+

+

+

abscission

ریزش، برش، قطع، جدائی، دریدگی، قطع پوست و گوشت .

+

+

+

+

abscond

گریختن، فرار کردن، دررفتن، رو نشان ندادن، رو پنهان کردن، پنهان شدن .

+

+

+

+

absence

نبودن، غیبت، غیاب، حالت غیاب، فقدان .

+

+

+

+

absent

غایب، مفقود، غیرموجود، پریشان خیال .

+

+

+

+

absentee

مالک غایب، غایب، مفقودالاثر، شخص غایب .

+

+

+

+

absentee  ballot

ارسال ورقه رای بطور غیابی .

+

+

+

+

absenteeism

حالت غایب بودن ، غیبت .

+

+

+

+

absentminded

پریشان خیال، حواس پرت .

+

+

+

+

absinthium

(گ.ش.) افسنتین، افسنتین کبیر .

+

+

+

+

absinthol

(شیمی) ماده کافوری افسنتین با فرمول (C10H16O)

+

+

+

+

absis

مدار، پیرامون .

+

+

+

+

+

+

+

+

+

Ali  samady


http://glossary.blog.ir