absorbant

جاذب، دارای خاصیت جذب، درکش، درآشام .

+

+

absorbency

خاصیت درکشی یا درآشامی، جذب، فروبری، تحلیل، قابلیت جذب، قدرت جذب .

+

+

absorbent

جاذب، دارای خاصیت جذب، درکش، درآشام .

+

+

absorbing

جاذب، جالب، دلربا، جذاب، درکش، درآشام .

+

+

absorption

جذب، درکشی، درآشامی، فریفتگی، انجذاب .

+

+

absorptive

جاذب، جذب کننده .

+

+

abstain

خودداری کردن (از)، پرهیز کردن (از)، امتناع کردن (از) .

+

+

abstemious

پرهیزکار، پارسامنش . مرتاض، ممسک در خورد و نوش و لذات، مخالف استعمال مشروبات الکلی .

+

+

abstention

خودداری، پرهیز، خودداری از دادن رای .

+

+

absterge

پاک کردن، تمیز کردن، شستشو دادن (زخم) .

+

+

abstergent

پاک کننده، شستشو دهنده، ماده پاک کننده .

+

+

abstinence

پرهیز، خودداری، ریاضت، پرهیز از استعمال مشروبات الکلی .

+

+

abstract

مجرد، مطلق، خیالی، غیرعملی، بی‌مسمی، خشک، معنوی، صریح، زبده، انتزاعی،(اسم)معنی . عاری ازکیفیات واقعی(در مورد هنرهای ظریف)نمودن،:(adj.)خلاصه، مجمل، خلاصهءکتاب، :(vt.)ربودن، بردن، کش رفتن، خلاصه‌کردن، جداکردن، تجزیه‌کردن، جوهرگرفتن از،|مجرد ، انتزاعی ، چکیده ، چکیده کردن.

+

+

abstract  noun

(د.) اسم معنی  مانند (wisdom)

+

+

+

+

+

+

Ali  samady


http://glossary.blog.ir