abstractive


تجردی، موجد تجرد، رباینده، اغفال کننده . منتزع‌ کننده‌، مجردساز، تجریدگر . آهنجشى‌، تجریدى، انتزاعى

+

+

abstract of account

  • (اقتصاد) خلاصه ‌ى  حساب‌، سیاهه
  • +

    +

    +

    +

    علی صمدی - وبلاگ گلاسری

    http://glossary.blog.ir


    ‌‌